اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
تا می رود ز ديده ام، آن صحنه های داغ *** ای زخم سينه، باز بدر می بری مرا
ای زخم، با لباس سپيدم چه کرده ای *** داری شبيه حوصله، سر می بری مرا
گفتم کمی بخوابم و آرامتر شوم *** اما دوباره درد، سراغ مرا گرفت
می خواستم بچرخم و پهلو عوض کنم *** ناگه رگی ز پهلوی من، بی خبر گرفت
شستم سر حسين و حسن را، به دست خود *** خوب است اگرچه، فضه که مادر نمی شود
فضه سريع باش، تنوری درست کن *** الان علی می آيد و ديگر نمی شود
مشغول استراحتم، ای زخم لج نکن *** وقت نماز شب نشده، پس تو هم بخواب
ای زخم، لااقل دهنت را کمی ببند *** ترسم ز خنده ی تو، شود ديده ام پر آب
طرحی زدم ضرورت پنجاه سال بعد *** حيدر ببخش اينهمه محتاطی مرا
بايد کفن ببافم و پيراهنش کنم *** اسماء بيار جعبه خياطی مرا
يک مشت استخوان، چه کند رختخواب را *** هرحا رديف شد سر خود می گذارم
فکری به حال زينب بی خواب من کنيد *** ای کاش مرده بودم و دختر نداشتم
بابی انت و امی يا ام ابيها