بسم الله الرحمن الرحيم

بازم بارک الله به حسين کوچولو که ميون اينهمه دوست و  آشنا و فاميل سببی و نسبی دور و نزديک وقتی سری به وبلاگ می زنه، در حد چند کلمه کامنت می ذاره. اونهايي هم که فقط ميان وبلاگو می بينند و کامنت نمی ذارند، اميدوارم خدا هدايتشون بکنه!

شوخی کردم، يهو به دل نگيريد که دل درد ميشين.

بگذريم. اگه دوست داشتين داستان زير را بخونيد.


 

 

۲۴سپتامبر ۱۹۱۴.ارتشهای آلمان ، بريتانيا و فرانسه در جريان جنگ جهانی اول در بلژيک با هم می جنگيدند. شب کريسمس جنگ را تعطيل ميکنند تا دست کم برای چند ساعت کريسمس را جشن بگيرند. در ارتش آلمان يکی از سربازان که سابقه خواندن در اپرا را نيز دارد شروع به خواندن ترانه کريسمس مبارک ميکند.صدای خواننده آلمانی را سربازان جبهه های ديگر می شنوند و با پرچمهای سفيد به نشانه صلح از خاکريز بالا می آيند و بسوی ارتش آلمان می روند.آنشب سربازان ۳ ارتش در کنار هم شام می خورند و کريسمس را جشن می گيرند ولی هر ۳ فرمانده توافق می کنند که از روز بعد صلح شکسته شود و جنک را از سر بگيرند!


صبح روز بعد دست و دل سربازان برای جنگ نمی رفت. شب قبل آنقدر با دشمن رفيق شده بودند که بی خيال جنگ شدند و از پشت خاکريز برای هم دست تکان ميدادند! چند ساعت که گذشت باز هم پرچمهای سفيد بالا رفت و پس از گفتگوی
۳ نماينده ارتشها تصميم بر اين گرفته شد که برای سرگرم شدن با هم فوتبال بازی کنند.آنها آنقدر با هم رفيق می شوند که با هم عکس می گيرند و حتی آدرس خانه های خود را به همديگر می دهند تا بعد از جنگ به کشور های هم سفر کنند! کار به جايی می رسد که اين ۳ ارتش به هم پناه می دهند و ...
تنها چيزی که باعث می شود تا قضيه لو برود متن نامه هايی بود که سربازان برای خانواده هايشان فرستاده بودند و به آنها اطمينان داده بودند که اينجا از جنگ خبری نيست!


سالها بعد کريس دی برگ متن يکی از اين نامه های سربازان را در يک حراجی به قيمت
۱۵هزار يورو می خرد . پل مک کارتنی هم در ويدئوی يکی از کارهايش به اين اتفاق ادای احترام کرده و سال ۲۰۰۵ هم کريستين کاريون با استناد به مدارک اين اتفاق، فيلمی بنام "کريسمس مبارک" می سازد که اسکار بهترين فيلم خارجی را گرفت و حتی در جشنواره فيلم فجر نيز به نمايش درآمد..  (از يکی از نامه های رسيده)

بنظرم اين واقعه نشان می دهد، روح بشری چقدر عظمت دارد و اگر نظاميان و سياستمداران بگذارند، عوامل انسانی مشکلی با همديگر ندارند. البته حساب دفاع از خود و آرمانهايي که ارزش جنگيدن و فدا شدن را دارند، جداست.

اينجا شنبه آينده، آنزاک دی است و به مناسبت کشته شدن سربازان استراليايي در شبه جزيره کره در ۵۰ سال پيش، برنامه يادبود گداشته اند و به آنها بعنوان ايثارگران کشورشان احترام می کنند. تازه اين سربازان در راه دفاع از وطن هم کشته نشده اند و در واقع در يک کشور ديگر درگير شده بودند.

فعلاً تا بعد