او همین جاست همین جا
بسم الله الرحمن الرحیم
چقدر این زبان شعر گویاست. ایمیل دریافتی از عزیز دلم.
...........از سلمان هراتی
او همین جاست همین جا
نه در خیال مبهم جابلسا
و نه در جزیره خضرا
و نه هیچ کجای دور از دست
من او را می بینم
نه در خیال مبهم جابلسا
و نه در جزیره خضرا
و نه هیچ کجای دور از دست
من او را می بینم
هر سال عاشورا
در مسجد بی سقف آبادی
با برادرانم عزاداری میکند
در مسجد بی سقف آبادی
با برادرانم عزاداری میکند
او را پشت غروبهای روستا دیدم
همراه مردان بیدار
مردان مزرعه و کار
وقتی که "بالو" بر دوش
ازابتدای آفتاب بر می گشتند
همراه مردان بیدار
مردان مزرعه و کار
وقتی که "بالو" بر دوش
ازابتدای آفتاب بر می گشتند
او را بربوریای محقر مردم دیدم
او را در میدان شوش در کوره پز خانه دیدم
او را به جاهای ناشناخته نسبت ندهیم، انصاف نیست
مگر قرار نیست او نقش رنجها را
از آرنجمان پاک کند
و در سایه استراحت
آرامش را بین ما تقسیم کند
وقتی مردم ده ما
برای آبیاری مزرعه ها
به مرمت نهرهای قدیمی می رفتند
او کنار تنور داغ
با "سیب گل" و "فاطمه" نان میپزد
به مرمت نهرهای قدیمی می رفتند
او کنار تنور داغ
با "سیب گل" و "فاطمه" نان میپزد
برای بچه های جبهه
او در جبهه هست
با بچه ها فشنگ خالی میکند
و صلوات میفرستد
او در جبهه هست
با بچه ها فشنگ خالی میکند
و صلوات میفرستد
او همه جا هست
در اتوبوس کنار مردم می نشیند
با مردم درد دل میکند
و هر کس که وارد اتوبوس میشود
از جایش بر می خیزد
و به او تعارف میکند
و لبخند فروتنش را به همه می بخشد
در اتوبوس کنار مردم می نشیند
با مردم درد دل میکند
و هر کس که وارد اتوبوس میشود
از جایش بر می خیزد
و به او تعارف میکند
و لبخند فروتنش را به همه می بخشد
او کار میکند، کار، کار
و عرق پیشانی اش را
با منحنی مهربان انگشت نشانه پاک میکند
و عرق پیشانی اش را
با منحنی مهربان انگشت نشانه پاک میکند
در روزهای یخبندان
سرما از درز گیوه پاره اش
وارد تنش میشود
و او به جای همه ما از سرما می لرزد
او با ما از سرما میلرزد
او بیشتر پیاده راه میرود
اتومبیل ندارد
کفشهایش را خودش پینه میزند
او ساده زندگی میکند
و ساده دیگر کسی است که مثل او
نخل های کوفه عظمتش را حفظ کرده اند
او از خانواده شهداست
نخل های کوفه عظمتش را حفظ کرده اند
او از خانواده شهداست
شبهای جمعه به بهشت زهرا میرود
و روی قبر شهدا گلاب میپاشد
و روی قبر شهدا گلاب میپاشد
باور کنید فقیرترین آدم روی زمین
از او ثروتمند تر است
از او ثروتمند تر است
او به جزیک روح معصوم
او به جز یک دل مظلوم هیچ ندارد
او به جز یک دل مظلوم هیچ ندارد
وخانه ی خلاصه ی او نه شوفاژ دارد نه شومینه
او هم مثل خیلیها از گرانی، از تورم
از کمبود رنج میبرد
او هم مثل خیلیها از گرانی، از تورم
از کمبود رنج میبرد
او دلش برای انقلاب میسوزد
و از آدم های فرصت طلب بدش میآید
و از آدمهای متظاهر متنفر است
و ما را در شعار
جنگ جنگ تا پیروزی یاری میدهد
جنگ جنگ تا پیروزی یاری میدهد
او خیلی خوبست
او همه جا هست
برادرانم در افغانستان با حضور او دیالکتیک را سر بریدند
و عشق را برگزیدند
او در تشییع جنازه "مالکوم ایکس" شرکت کرد
و خطابه اعتراض را
در سایه مقدس درخت "بائوباب"
او همه جا هست
برادرانم در افغانستان با حضور او دیالکتیک را سر بریدند
و عشق را برگزیدند
او در تشییع جنازه "مالکوم ایکس" شرکت کرد
و خطابه اعتراض را
در سایه مقدس درخت "بائوباب"
برای سیاهان ایراد کرد
سیاهان او را میشناسند
سیاهان او را میشناسند
آخر او وقتی میبیند
آفریقا هنوز حق ندارد به مدرسه برود
دلتنگ میشود
چندی پیش یک شاخه گل سرخ
بر مزار "خالد اسلامبولی" کاشت
وگامهای داغش را
چنان در کوچه های یخ زده مصر کوبید
که حرارت آن تا دوردستهای خاورمیانه را
متفکر کرد
او خیلی مهربان است
وقتی "بابی سندز" را خودکشی کردند!
او به دیدن مسیح رفت
و ما را با خود تا مرز مهربانی برد
باور کنید اگر او یک روز
خودش را از ما دریغ کند
تاریک میشویم
خودش را از ما دریغ کند
تاریک میشویم
در اردوگاههای فلسطین حضور دارد
و خیمه ها را مینگرد
که انفجار صدعا مشت را
در خود مخفی کرده اند
خیمه ها او را یاد آب و التهاب می اندازند
و بلاتکلیفی رقیه را تداعی میکنند
خیمه یعنی آفتاب را کشتند
خیمه یعنی خاک داریم خانه نداریم
خدا کند ما را تنها نگذارد
وگرنه امیدی به گشودن پنجره بعدی نیست
او یعنی روشنایی یعنی خوبی
او خیلی خوب است
خوب و صمیمی و ساده و مهربان
من میگویم تو میشنوی
او خیلی مهربان است
او مثل آسمان است
او در بوی گل محمدی پنهان است
خوب و صمیمی و ساده و مهربان
من میگویم تو میشنوی
او خیلی مهربان است
او مثل آسمان است
او در بوی گل محمدی پنهان است
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۰ ساعت 11:31 توسط
|