بسم الله الرحمن الرحيم

رفقا سلام،

ديروز و امروز در يک کارگاه دو روزه شرکت کردم. حدود 25 دانشجوی فوق ليسانس و دکترا که خوشبختانه، منهم بين انتخاب شوندگان بودم. عنوان کلی کارگاه، اقتصادی کردن پروژه ها جهت ارائه و اخذ گرانت بود و البته مباحثی همچون، بازاريابی و مالکيت معنوی کار هم مطرح شد. دانشجوها در گروه های شش نفره بودند که پس از ارائه مطالب در روز اول، به هر گروه يک سناريو داده شد تا در روز دوم، ارائه کنند. مثلا سناريو گروه ما اين بود که که دانشجوی دکترا، در حين تحقيقات آزمايشگاهی، متوجه يک اثر پيشگيری درمانی يک ماده شيميايي روی صدمات سلولهای مغزی ناشی از الکليسم می شود.استاد که روی اين موضوع 20 سال کار کرده و 10 سال اولش را هم در يک دانشگاه ديگر بوده است، استاد راهنمای کمکی اش هم از يک دانشگاه ديگر است که بواسطه تحقيقاتی مدل سازی سلولهای مغزی، در اين پروژه درگير است. با حمايت انستيتوی تحقيفاتی دانشگاه، اين يافته جديد، در يک کنفرانس بين المللی ارائه می شود و نماينده يک شرکت دارويي، برای مذاکرات سرمايه گذاری ادامه تحقيقات، وارد سناريو می شود. حالا بايد مالکيت معنوی اين يافته، استخراج شود. چند درصد متعلق به اشخاص حقيقی و چند درصد متعلق به اشخاص حقوقی ( دانشگاههای اول و دوم اساتيد راهنما) می باشد. برای مذاکرات بازاريابی چکونه بايد عمل کرد و ...

نکته جالب اينجاست که اين کارگاه دو روزه را شرکت بلوباکس که مشاور رسمی بازايابی دانشگاه هم است، ارائه کرده است و نمايندگانی از دانشگاه هم هستند. ديشب موقع شام، چهار نفر از اساتيد دانشگاه، سخنرانی های 10 دقيقه ای داشتند، مثلا يکی که جراح اورتوپد است و پی اچ دی هم گرفته، نکات جالبی می گفت. پرفسور راز يانگ، رئيس انستيتوی ما که فول پرفسور است و دکتری روانشناسی از یو سی ال آ دارد، شام سر ميز ما بود.

فعلا خدا نگهدار