اميرالمومنين علي(ع) همتاي قرآن كريم در تمام شئون
بسم الله الرحمن الرحيم
برگرفته از بيانات آيت الله جوادي آملي دامت بركاته در ديدار با اقشار مختلف مردم قم به مناسبت سالروز شهادت حضرت علي (ع)
ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــ
(1) آل عمران/ 61 (2) نجم/ 3 (3) نهج البلاغه/ خ 192(قاصعه) (4) بحار الأنوار/ 14/ 476
(5) شعراء/ 193 و 194 (6) حج/ 46 (7) نهج البلاغه/ خ 192 ـ ( فضل الوحي ) (8) همان/خ93
(9) همان/خ175 (10) آل عمران/ 49 (11) نهج البلاغه/ خ 175 (12) همان/ نامه 45
(13)بحار الأنوار/ 44/ 364 (14) نهج البلاغه/ خطبه 70 (15) همان (16) انفال/ 75و احزاب/ 6
(17) نهج البلاغه/ خ 70
خدانگهدار
و تشکر از دوست عزيز، آقا مجيد.
اگر
خواستيد آدرس ولايت علي(ع) را درست بررسي كنيد كه او كجاست، بايد در حرم
امن قلب پيغمبر راه پيدا كنيد. پيكر مطهرش در درون كعبه به دنيا آمده، اين
يك كار جسمي است؛ امّا جان علي در
جان پيغمبر قرار دارد. اين نه تنها درآيه مباهله تصريح شده كه فرمود: علي
به منزله نفس ماست: و انفسنا و انفسكم (1)؛ بلكه از ضميمه كردن خطبه نهج
البلاغه با آيه قرآن استنباط مي شود. در نهج البلاغه،حضرت يك ادّعائي دارد،
چون معصوم است و: ما ينطق عن الهوي(2) است، مقبول است و مشابه اين ادّعا
را هم خود پيغمبر درباره علي بيان كرد. در
خطبه معروف قاصعه فرمود: انّي اري نور
الوحي و الرّ ساله و اشمّ ريح النّبوّه (3). عرض كرد: من بوي وحي را مي
شنوم، من نور وحي و رسالت را مي بينم و بوي نبوّت را استشمام مي كنم. در همان خطبه دارد كه رسول اكرم به علي بن أبيطالب (ع) فرمود: يا
علي ! انّك تسمع ما اسمع و تري ما اري لا أنّك لست بنبي و انّك لوزير (4).
فرمود: علي ! هر چه را من مي بينم، تو مي بيني؛ هر چه را من مي شنوم، تو مي
شنوي. منتها تو ولي هستي و وزير مني و نبي نيستي؛ اين مقدّمه اي است كه در
نهج البلاغه هست.
برقراري تماس فرشته وحي با قلب مطهّر و جان پاك پيامبر اكرم (ص)
امّا
آيه قرآن مي فرمايد: نزل به الرّوح الأمين، علي قلبك لتكون من المنذ رين
(5). يعني اين فرشته وحي پيام الهي را مي آورد در قلب تو پيغمبر؛ با گوش دل
تو پيغمبر حرف مي زند. ديگران حرف فرشته را نمي شنوند، چون در درون دل
توست. پس
در محرم خانه دل، يك چشمي است، يك گوشي است، يك بينشي است و مانند آن كه
بعضي دارند، بعضي ندارند. آن كاملش را انبياء و اولياء (ع) دارند، ناقصش را
مؤمنين دارند و غير مؤمن فاقد آن است كه: لا تعمي الأبصار و لكن تعمي
القلوب الّتي في الصّدور(6). آنها كه عمي و صمّ و بكم اند، خارج بحثند.
مؤمنين، ضعيفش را دارند، كامل معصومش را معصومين دارند. پس
در حريم دل رسول گرامي، جا براي نزول فرشته هاست؛ فرشته وحي آنجا مي آيد و
آنجا پيام خدا را پياده مي كند: نزل به الرّوح الأمين علي قلبك. اگر كسي
در درون دل پيغمبر نباشد، چگونه حرف فرشته را مي شنود ؟! چگونه بوي نبوّت
را استشمام مي كند؟! چگونه آنچه را كه پيغمبر مي بيند، او مي بيند ؟! از
انضمام خطبه قاصعه و اين آيه نوراني بر مي آيد كه علي بن أبيطالب در درون
جان جانان قرار دارد؛ اين مي شود «
نفس پيغمبر». اينها اگر از نظر بدن كثيرند، اما آنجا از نور واحدند. اين
زيارت هاي بلند، مخصوصاً زيارت جامعه كبيره اين مضمونها را تفهيم مي كند. از
آن به بعد حرف علي (ع) خيلي رساست. فرمود: هيچ كسي مثل من نبود.آنهائي كه
نامشان در اسد الغابه و امثال اسد الغابه آمده؛ در حدود 12 هزار نفر از
حضري و بدوي وجود مبارك رسول گرامي را ادراك كرده اند. اين 12 هزار نفر يك
طرف و علي بن
أبيطالب يك طرف؛ به اندازه علي حرف ندارند براي گفتن !تمام اين افرادي كه
در مدّت 23 سال محضر پيغمبر را درك كردند، يك بار يا بيشتر. اين همه مردم
در ظرف 25 سال، 23 سال با رسول گرامي بودند و وجود مبارك حضرت امير يك تنه
حرف آورد !! در همان نهج دارد كه: كان يجاو ر كلّ سنه بحراء و كنت اراه و
لا يراه احد غير ي (7). هر ساله پيغمبر در حراء مجاور مي شد؛ فقط من مي
ديدم، ديگران نمي ديدند. ديگران فكر مي كردند او آمده براي چراي گوسفندها؛
امّا به حراء مي رود و چه مي كند، من ديدم و من مي بينم.
اشراف علم علوي بر تمامي حوادث و رخدادهاي عالم تا روز قيامت
چنين
كسي وقتي سر بر مي آورد و ادّعا مي كند، مي گويد: سلوني قبل ان تفقدوني.
بعد سوگند ياد مي كند: فوالّذ ي نفسي بيد ه لا تسألوني عن شيءفيما بينكم و
بين السّاعه و لا عن فئه تهدي م ائهً و تضلّم ائه لا و
انباتكم بناعقها و قائد ها و سائق ها (8). فرمود: هر چه مي خواهيد از من
بپرسيد. قسم به ذات كسي كه جان علي در دست اوست؛ اگر جريان آينده را از
الآن تا قيامت، حوادث الآن كه مثلاً 25 سال بعد از رحلت آن حضرت است، مثلاً
سنه 35 هجري يا 30 هجري يا 34 هجري؛ فرمود: از الآن تا قيامت ! معلوم نيست
قيامت كي قيام بكند. ممكن است 1 روز بعد قيام بكند، 1 ساعت بعد قيام بكند،
1 ميليون سال بعد قيام بكند؛ ما چه مي دانيم ؟! ما هر لحظه منتظريم. امّا
ادّعاي علوي اين است؛ فرمود: قسم به ذات كسي كه جان علي در دست اوست؛حوادث
الآن تا روز قيامت؛ هر چه بپرسيد، علي بلد
است. فرمود:احزاب
و گروهها كه مايه هدايت عدّه اي و گمراهي يك عدّه اي هستند، من مي دانم
رهبرانشان كيست، دنباله كننده كيست، جلو رونده كيست؛ همه را بلدم. اين حرف
را در حضور دوست و دشمن گفت؛ احدي انكار نكرد ! و دوست و دشمن هم اين را
نقل كردند.
علي (ع) همتاي قرآن كريم در جميع شئون
در
اوائل نهج هم هست كه:و الله لو شئت ان اخبار كلّ رجل منكم ب مخرجه و مولجه
و جميع شأنه لفعلت و لك انّي اخاف ان
تكفروا فيّ برسول الله (9). قسم به خدا من سرنوشت تك تك شما را مي دانم.
من نه تنها درباره آينده چنين علمي دارم، درباره حال هم چنين علمي دارم؛
سرگذشت تك تك شما را هم مي دانم. ادّعائي كه ذات أقدس اله در قرآن كريم از
عيسي بن مريم نقل كرد، كم رنگ تر از اين است: انا انبّئكم بما تأكلون و ما
تدّخرون في بيوتكم (10)؛ محدوده ادّعاي عيسي به اندازه انجيل عيسي است !
هيچ پيغمبري بالاتر از كتاب خود حرف نمي زند هر پيغمبري همتاي كتاب خودش
است؛ اين يك مقدّمه، علي
چون جان پيغمبر است، همتاي قرآن است؛ اين دو مقدّمه و قرآن نه تنها مصدّق
صحف گذشته هاست، بلكه مهيمن بر همه كتابهاست؛ اين سه مقدّمه. كسي كه همتاي
مهيمن است، مهيمن خواهد بود؛ اين نتيجه يا مقدّمه چهارم. ادّعاي عيسي طبق
بيان خدا در قرآن در همين حد است كه: انّي انبّئكم بما تأكلون و ما
تدّخرون في بيوتكم و مانند آن. امّا
ادّعاي علي (ع) اين است كه به سرنوشت تك تك شما آگاهم. ولي اگر بگويم،
شايد آن ظرفيّت را نداشته باشيد و بگوئيد: (معاذ الله) علي از پيغمبر أفضل
است و همين مايه ارتداد شما بشود. ولي اين را با دوستان خواص خودم در ميان
مي گذارم، آنها كه چنين ظرفيّتي دارند؛ چون: انّ هذه القلوب اوعيه فخ
يرها اوعاها (11) بعد
هم فرمود:من اوّل كسي بودم كه حرف پيغمبر را گوش دادم. من قبل از اسلام
ديگران مسلمان شدم ! اينكه مي گويند: انقلابي قبل از انقلاب، براي آن است
كه تشخيص دادن راه بسيار سخت است و تحمّل خطر از آن سخت تر. فرمود: آن روز
كه براي
خيلي ها معلوم نبود اسلام حق است، من تشخيص دادم؛ آن روز كه خطر داشت، من
به استقبال خطر رفتم؛ اينها گوشه هائي از علم آن حضرت است.
شجاعت كبري، مخصوص علي بن ابيطالب (ع)
سلحشوراني
بودند كه شمشير
كشي مي كردند، ولي حضرت فرمود: اگر همه عرب صف ببندند، من رو بر نمي
گردانم:لو تضافرت او تضاهرت العرب علي قتالي لمّا ولّيت (12). اينها مهم
نيست، اينها در جهاد اصغر است،آنكه در جهاد اصغر پيروز است، داراي شجاعت
صغري است. آنكه در جهاد اكبر ظفرمند است، داراي شجاعت كبري است و آن مخصوص
خود علي (ع) است. بعد
هم به مردم اعلام كرد: مردم ! اگر راهي كه من طي كرده ام، آن راه را ادامه
ندهيد؛ گرفتار حوادث خونبار خواهيد شد. در سحر نوزدهم ماه مبارك رمضان
حضرت نشسته بود، فرمود: أنا جالس ملكتني عيني. اين حالت ها براي ائمه
(عليهم السّلام) هست؛ در باره سيّدالشهداء (ع) هم هست. حالا يا خواب بود كه
عدّه اي بر آنند؛ يا نه، حالت منامي است نه خواب. وجود مبارك سيّدالشهداء
خواب بود، خوابيد در روز عاشورا يا عصر تاسوعا، خوابيد و يا درحالت منامي
ديد كه به او مي گويند: اين قافله به كربلا مي رود و مرگ، اينها را تعقيب
مي كند(13)
شكايت علي (ع) از امت به پيامبر (ص) و نفرين ايشان
به
هر تقدير در نهج حضرت فرمود: من در سحر ماه مبارك رمضان نشسته بودم:
ملكتني عيني
فسنح لي رسول الله(14)پيغمبر را ديدم، حالا يا در خواب، يا در حالت منامي.
به پيغمبر عرض كردم: از امّت تو انحراف و دشمني ديدم، جنگ را بر من تحميل
كردند، من خيلي سختي از امتت ديدم ! فرمود: ادع عليهم (15)؛ نفرين بكن.
اينكه پيغمبر فرمود: نفرين بكن، يعني در اين حال اين دعا مستجاب است. بهترين
دعائي كه حضرت در سحر نوزدهم ماه مبارك رمضان براي خودش كرد و بدترين
نفرين براي امت تبهكار، اين است؛ عرض كرد: خدايا ! مرا بگير و بدتر از من
به اينها بده ! اينها را از من بگير و بهتر از اينها به من برسان ! اين
كلمه خير و شرّ كه در اين دعاست؛ تعييني است، نه تفضيلي. نظير: اولوا
الأرحام بعضهم اولي ببعض(16) است. نه يعني من بدم، بدتر از من؛
نه يعني اينها خوبند، خوبتر از اينها به من بده؛ نه. من خوبم؛ من را بگير، بد به اينها بده. اينها بدند؛ بد را
از من بگير، خوب را به من بده:ابدلهم الله بي خيراً منهم و ابدلني الله به شرّاً منّي(17)
برگرفته از بيانات آيت الله جوادي آملي دامت بركاته در ديدار با اقشار مختلف مردم قم به مناسبت سالروز شهادت حضرت علي (ع)
ــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) آل عمران/ 61 (2) نجم/ 3 (3) نهج البلاغه/ خ 192(قاصعه) (4) بحار الأنوار/ 14/ 476
(5) شعراء/ 193 و 194 (6) حج/ 46 (7) نهج البلاغه/ خ 192 ـ ( فضل الوحي ) (8) همان/خ93
(9) همان/خ175 (10) آل عمران/ 49 (11) نهج البلاغه/ خ 175 (12) همان/ نامه 45
(13)بحار الأنوار/ 44/ 364 (14) نهج البلاغه/ خطبه 70 (15) همان (16) انفال/ 75و احزاب/ 6
(17) نهج البلاغه/ خ 70
خدانگهدار
+ نوشته شده در سه شنبه نهم شهریور ۱۳۸۹ ساعت 19:8 توسط
|