يک سه شنبه فشرده
بسم الله الرحمن الرحيم
رفقا سلام،
احتمالاً خواندن اين مطالب، نفعی برای شما ندارد. اما نوشتن آنها، نويسنده اش را آرام می کند. حداقل، اميدوارم اينطور باشد.
يکی از افرادی که قبلاً در پروژه ام نقش پررنگی داشت، حالا بدجوری تو موضع افتاده است و کار بجايي رسيده است که کاملاً احساس می کنم، ديدن هر مطلب مرتبط به من، برايش مايه اعصاب خوردی است. واقعاً در يک معذوريت اخلاقی گير کردم. از طرفی ايده اوليه پروژه درسی من متعلق به اوست و هرچند، الان با عمل به توصيه های کری و ديگران، و اضافه کردن اهداف جنبی ديگر، پروژه ام، با آن طرح پژوهشی اوليه او تا حدودی متفاوت شده است، اما اخلاقاً دچار يک کشمکش درونی هستم که آيا تقاضای حذفش را از تيم سوپروايزری ام بدهم يا نه؟ هرچند تقريباً مطمئن شدم که خودش تمايلی به سوپرويژن من ندارد و احتمالاً سوهان روحش شده ام. اما به همون دليلی که گفتم، نمی دونم چه کنم تا حداقل به عنوان يک معلم که اتفاقاً مطالب زيادی هم بهم ياد داده و با حفظ حرمت و احترام و شأن معلمی، کار را جلو ببرم. خيلی سعی کردم، تا حداقل گير کار را پيدا کنم. بارها به خودش و ديگر اعضای تيم پروژه، گفتم: اگر اشکال از من است، بهم بگيد تا رفعش کنم. البته، منهم مقصر بوده ام و احتمالاً آنچه که او می خواسته، نبودم. و صد البته، منهم دلايل خودم را دارم که ديگر اعضای تيم، تا حدود زيادی با آنها موافقند. آن دلايل، خيلی مهم نيستند، مهم اينست که چطور بتوانم در عين حفظ احترامش، کار را جلو ببرم، و اگر زمانی، مجبور شدم تقاضای حذفش را بدهم، حقی از او، بر گردنم نمانده باشد. البته، اينها خيلی سر از اين حرفها در نمی آورند و اصلاً فضای فکری ما، از ريشه متفاوت است. مثلاً، در جلسه دفاع، پس از بسم الله اول کار، اشاره کردم که اين کار، از پروژه يانگ، ايده برداری شده است. يا در خلال پرزانتاسيون، از ضمير ما، بجای من استفاده می کردم و اينها، از از جمله دلايل ايراد اعضای پانل شده، که استقلال کار شما به عنوان محقق کم است. در حاليکه، واقعاً از حدود 6 ماه پيش به اينطرف، کمترين ارتباط کاری با يانگ و تريستان را داشتم و از طرف کری هم فقط ساپورت اطلاعاتی و نه تکنيکی می شدم. در واقع، در 6 ماه گذشته، خودم پلان تنظيم کردم، اجرا کردم و نتايج را استخراج و آناليز کردم. البته انصافاً در مرحله ديسکاشن نتايج، از نظرات کری و پرفسور آپتون و در مرحله بعد، تريستان - که کم گوی و گزيده گوی هست - و همينطور دو مورد از نظرات يانگ استفاده کرده ام. تا بحال با افراد زيادی در انستيتو، ارتباط داشته ام و فقط همين يک مورد بوده است که هنوز نتوانسته ام يک ارتباط مؤثر برقرار کنم. اميدوارم که خدا، مثل هميشه به کمکم بيايد. همان کمکی که بی منت و بدون اينکه استحقاقش را داشته باشم، متصل و مداوم از آن بهره مندم. فکر نمی کردم، درس خوندن خارج از کشور، سختتر از اونی باشد که تصورش را می کردم، چون قبل از آمدنم، خيلی سعی کردم يک تصوير واقع گرايانه از آن داشته باشم.
اميدوارم بزودی، توفيق ديدن وطن، دوستان، بستگان و خيرخواهان، دوباره برايمان مهيا شود.
خدانگهدار