بسم الله الرحمن الرحیم

رفقا سلام

اگرچه، قاعدتا عصرهای جمعه دلگیرند، اما امروز من یک احساس شعف و سبکی می کنم. کارهای آزمایشگاهی ام به لطف خدا به خوبی پیش می رود و حدود ۵ هفته دیگر جلسه دفاع پایان سال اول پروژه را دارم که معادل تقریبی امتحان جامع دکتری در ایران است. از همان برنامه های ۶ هفته ای ام، که قبلا توضیحش را داده بودم چند روزی جلوترم. البته مواقع زبادی هم بوده که به وظایفم بخوبی عمل نکردم، حتی وظایف دینی و خانوادگی و اجتماعی. اما همانطور که تمام توجهم، به بنیان علمی و دلایل چرایی پدیده ها در پروژه درسی ام معطوف است، دلم نمی خواهد از معنویت فاصله بگیرم. برای هر قسمت کارم، بایستی یک توجیه علمی پیدا کنم که یا از جستجوی اینترنتی مطالعه و یا بحث با همکاران و اساتیدم به جواب می رسم. خوب درسته، برخی سوالات را هم هنوز جوابی برایشان پیدا نکردم. اما تقریبا، اکثر مواقع که برای ادامه کارهای آزمایشگاهی ام به لابراتوار می روم، با وضو و مطهر هستم، کارم را با ذکر بسم الله شروع می کنم، محل نشستنم را رو به قبله تنظیم می کنم، نمازم را همینجا پشت میزم و جلوی چشم بقیه می خوانم، در مهمانیها و گعده های محل کارم همه فهمیده اند که در عین شرکت در برنامه هایشان، لب به مشروب و گوشت غیر حلال نمی زنم.  

وسواس هم دارم، که هرچه بیشتر از عناصر اطرافم برای همراهی و ارتقا معنوی با کارم استفاده کنم. حتی اگر یک قطعه آهنگ و یا کلیپی باشد. البته اعتراف می کنم که، این حالت توام با نگاه عمیق به خودم را در ایران نداشتم و اینجا در حال تجربه کردن آن هستم ولی این یک نکته خیلی مهمی بود که تا قبل از آمدم، از آن غافل بودم. همه کارها، حتی علمی ترین و دقیق ترین کارها، بایستی همراه و توام با یک احساس خضوع مقابل دانای مطلق، باشد تا لذت پیدا کردن جواب و یا راه حل مشکل صد چندان شود.

دلم می خواهد در دریای لطف و فضل الهی غوطه ور شوم و به ساحل یقین و شهودش برسم. فکر هم می کنم یکی از راههای خوب بندگی اش در کنار خدمت به خلقش، همین باشد.

دعایم کنید و خدانگهدار