سلام دوباره
بسم الله الرحمن الرحيم
رفقا سلام،
ببخشيد که کمی دير به دير می آيم. سعی می کنم، مرتبتر شوم.
آخر هفته ای گذشت، بخاطر آنزاک دی يا روز دفاع مقدس در استراليا! سه روز بود. ظاهراً، در طول جنگ جهانی دوم، ژاپنيها، یکی از جزاير تحت مالکيت استراليايي ها را به تصرف در می آورند و در اين تصرف و تلاش برای بازپس گيری، تعدادی نظاميان استراليايي، کشته می شوند. از همان موقع، آنزاک دی، برای تجليل از رشادت سربازان ميهن، در تقويم سالانه استراليايي ها قرار می گيرد و در اين روز، نخست وزير، وزرا، سربازان قديمی و ... دور هم جمع می شوند.
ما همچنين در اين سه روز گذشته، در يک همايش دانشجويي، در سيدنی شرکت کرديم. دانشجويان ايرانی از شهرهای مختلف استراليا، آمده بودند که با همديگر و کارهای درسی يکديگر، آشنا شديم. برنامه فشرده، اما خيلی مفيدی بود. يکی از شبها، دکتر شيخ منصور لقايي، که برای ايرانيها و غير ايرانيها در استراليا و خصوصاً سيدنی، کاملاً شناخته شده است، در جمعمان حاضر شد و چند نکته را عنوان کرد. تهجد و شب زنده داری، توجه به حلال بودن غذايي که می خوريم، توجه به محرم و نامحرم (به مفهوم هر آنکه ما را به ياد خدا می اندازد و هر آنکسی که ما را از ياد او غافل می کند)، استغفار و توسل به اهل بيت (س) را به عنوان، ابزار کمکی پيشرفت تحصيلی عنوان کرد. در پايان، اين چند تا عکس، يادگاری همان سفر است.

آقا ارادت داريم

محدثه خانم، آقا مصطفی، مجتبی جان و احسان سيفی، دوست خوبمان

و چند نما از اپرا هاوس و سيتی



در پناه دوست، پاينده باشيد.