بسم الله الرحمن الرحيم

رفقا سلام،

اين يکی دو روزه، حال و حوصله ندارم و کم تحمل شدم. دانستن اين موضوع، که هرچه به ذهنم می رسد، الزاماً درستترين نيست و يا محيط پيرامونم، آنطور که من می خواهم، چيده نشده و نخواهد شد، کامم را تلخ کرده است. مضافاً دلم برای يک نفس، هوای ايران هم تنگ تنگ شده است.

ديروز عکسهای ديدار دولتيان با مقام معظم رهبری را ديدم. در يک اطاق کوچولو، همه تنگ هم زانو به زانو نشسته بودند و فقط دو نفر، روی صندلی نشسته بودند. صرف نظر از اينکه، تعدادی از دولتمردان فعلی را، به شخصه آدم های اهليت داری برای مناصبشان نمی دانم و البته تعدادی ديگرشان را می دانم، اما اين نحوه ديدار و نشستن روی زمين، خيلی تو ذوقم زد. چطور هنرمندان، شعرا، ورزشکاران، سفرا و ديگر شخصيتها که به ديدار مقام معظم رهبری می روند، محترمانه روی صندلی می نشينند؟ يعنی جايگاه يک مسؤل در جمهوری اسلامی، اينقدر کم است؟ صحبت احترام يا مقايسه هم نيست. اما همان موقع، عکسهای ديدار برخی نمايندگان مجلس با رؤسای جمهور و مجلس خبرگان را هم ديدم که بصورت طبيعی، روی صندلی نشسته بودند. بنظرم در اين ديدار اخير با مقام معظم رهبری، تعمداً يا از روی سليقه ای خاص، اين اتفاق افتاده بود. مضافاً که خود رئيس جمهور هم غايب بود و اينجا، اينها فکر می کردند که اين همان دولت جمهوری اسلامی است. حال اينکه، رهبری تمام ارکان کشور و تمام آحاد مردم، بر عهده مقام معظم رهبری است و اين جلسه هيأت دولت نبود.

امروز همچنين، روزنامه استرالين، يکی از پر تيراژ ترين روزنامه ها در استراليا، يک مقاله چاپ کرده بود که دانشجويان ايرانی بورسيه، جاسوسان دولت ايران هستند و اقدامات اعتراضی ايرانيان خارج از کشور را به دولت ايران گزارش می دهند و دولت ايران هم خانواده های آن ايرانيان معترض را در داخل کشور، تحت فشار قرار می دهد. يک مقاله سرتاسر دروغ که احتمالاً باز هم يکی از هموطنان سابق که قصد گرفتن پاسپورت سبز استراليايي را دارد، سر هم کرده و بافته و يک آدم مغرض در روزنامه هم، آنرا چاپ کرده است. حال اينکه، ما مثلاً برای چاپ مقاله تاريخچه باستانی نوروز ايرانيان در روزنامه، مورد خطاب بوديم که مرجع اعلام کنيد تا چاپ کنيم. حالا، کدوم مرجع رسمی, به اينها ثابت کرده که دانشجويان بورسيه جاسوسند، الله اعلم. بماند که آنقدر غرق در درس شديم که فرصت رسيدگی مرتب و منظم به امور خانه و خانواده هم را نداريم.

بمب گذاری مسکو و انتشار عکس تروريست محجبه آن هم، يک تبليغ منفی برای حجاب بانوان متدين ما شد. البته در حالت طبيعی، اينها هيچ ارتباطی با هم ندارند. اما اينجا عموم مردم، سطح تحصيلات پايين دارند و هوش و حوصله سياسی سر در آوردن از کار ديگران را ندارند و کاملاً با چشمان باز غير هوشيار و غير فعال، تحت تأثير مديا هستند.

در انتها هم اينکه، فقط منتظريم، همين و والسلام