بسم الله الرحمن الرحيم

رفقا سلام،

مطلب زير قسمتی از مقاله ای مفصل  تحت عنوان؛ بازخوانی ماجرای عزل آقای منتظری؛ به قلم آقای سيد حميدرضا طالقانی؛ استاد دانشگاه؛ است که از ميان نامه های دريافتی در ميل باکسم است. 


... اين امام بود که سالها قبل از آقای منتظری و کتابش، در کتاب حکومت اسلامی و ولايت فقيه فرمود:

   « اين توهم که اختيارات حکومتی رسول اکرم(ص) بيشتر از حضرت امير بود، يا اختيارات حکومتی حضرت امير(ع) ، بيش از فقيه است، باطل وغلط است. البته فضائل حضرت رسول اکرم(ص) بيش از همه ی عالم است ، و بعد از ايشان فضائل حضرت امير(ع) از همه بيشتر است. لکن زيادي فضائل معنوی موجب زيادتر بودن اختيارات  نمی شود و همان اختياراتی که رسول و ائمه اطهار(ع) در تدارک و بسيج سپاه، تعيين وُلات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را برای حکومت فقيه قرار داده است.»

   حضرت امام نه تنها از طريق نصوص، اصل ولايت فقيه را اثبات می فرمود بلکه آنرا اصلی بديهي می دانست، به گونه ای که حتی بدون نياز به قرآن و حديث، بداهت نيز ولايت مطلقه فقيه را در زمان غيبت تصديق می کند و در بخشی از کتاب ولايت فقيه می فرمايد:

   « ولايت فقيه، از موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصديق می شود و چندان به برهان احتياج ندارد، به اين معنا که هر کس عقايد و احکام اسلام را حتی اجمالاً دريافته باشد، چون به ولايت فقيه برسد و آنرا به تصور آورد ، بيدرنگ تصديق خواهد کرد و آنرا ضروری و بديهی خواهد شناخت.»

    جان کلام در مبحث ولايت مطلقه فقيه، چه اينگونه که امام امت در کتابها و سخنرانيهای خود تبيين فرموده اند و چه آنگونه که آقای منتظری در کتاب ولايت فقيه خود توضيح می دهد، اين است که در اختيارات و اِعمال ولايت ، بين پيامبر اکرم (ص) و ائمه(ع) و فقيه جامع الشرايطی که در عصر غيبت عهده دار رهبری حکومت اسلامی است، تفاوتی وجود ندارد.

   نه تنها آيه ی شريفه پيشگفت، اطاعت از اولی الامر را عِدل اطاعت از خدا و رسول قرار داده،  بلکه آيه نفر در سوره توبه (آيه 123) نيز به گونه مطلق، مقام و شأن انذار را برای فقيه تثبيت فرموده و ضمن تصريح بر لزوم و ضرورت پرداختن به امر فقاهت توسط طائفه ای در هر زمان،  وظيفه فقهاء را پس از بازگشت از کار فقاهت، انذار قوم و رهبری مردم معين فرموده است و با تعبير « لعلّهم يحذرون» وظيفه مردم را در قبال رهبری فقيه ، تبعيت و اطاعت دانسته است.

   از ساير آيات قرآنی نيز که بدليل رعايت اختصار بگذريم، اخبار و احاديث فراوانی از پيامبر اکرم(ص) و ائمه معصومين(ع) به وضوح بر ولايت مطلقه فقيه تصريح فرموده که حضرت امام (قدس سره) در کتابهای خود به تفصيل آن را مورد بحث و استناد قرار داده و آقای منتظری نيز در کتاب خود متعرض آن شده است.

   امام با صراحت عنوان می فرمايد که بين معصومين و فقيهی که رهبری حکومت اسلامی را در زمان غيبت عهده دار است از حيث اختيارات حکومتی، هيچگونه تفاوتی نيست و نتيجه می گيرد که پس برای فهم و استخراج حيطه ی وظايف و گستره ی اختيارات فقيه، می بايست در اختيارات پيامبر (ص) و ائمه اطهار(ع) غور و تفحص نمود و آنگاه از اين طريق به اختيارات ولي فقيه در زمان غيبت نيز پی برد.

   امام (قدس سره) معتقدند همانگونه که آيه 6 سوره احزاب، ولايت مطلقه پيامبر(ص) را بر نفوس مؤمنين اثبات می کند و آيه شريفه ی 36 از همين سوره نيز تخلف از حکم و فرمان پيامبر را موجب گمراهی معرفی می فرمايد، چون بين پيامبر(ص) و ائمه(ع) و ولي فقيه در زمان غيبت از حيث مديريت حکومت و اختيارات تفاوتی نيست، همه ی اينگونه آيات، در خصوص اختيارات ولي فقيه در زمان غيبت نيز قابل استناد است.

   امام با استناد به احاديث بيشماری از پيامبر اکرم(ص) نظير:

   «الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا فی الدنيا» «علماء امتی کانبياء بنی اسرائيل» «العلماء ورثه الانبياء» و... هيچگونه تفاوتی ميان اختيارات ولی فقيه و پيامبر از حيث حکومتی قائل نيست.

   ولی فقيه بعنوان شخصيتی با دو جنبه شاخص:

1ـ اعلميت فقهی

2ـ اعدليت در رعايت حلال و حرام خدا

   می بايست با نهايت جهد علمی و تقوای نفسانی، مصالح و مفاسد را که قطعاً بدليل وجود ملکه ی عدالت در او، کاشف از کتاب و سنت خواهد بود، با اهتمام وافر و قاطع، استنباط کرده و برای اجرا اعلام کند. او بر جان و مال مردم مطابق فرمان شريعت، ولايت داشته و مؤمنين موظفند که امر و نهی او را مطلقاً گردن نهاده و اين اطاعت را معيار و ملاک تميز حق و باطل در زمانه خود بدانند. زراره از امام باقر(ع) نقل می کند که فرمود: اسلام بر پنج چيز استوار شده است: نماز ، زکات ، حج ، روزه و ولايت.

  زراره مي گويد از آن حضرت سؤال کردم که بين اين پنج مبنا، کداميک برتر است؟ حضرت (ع) فرمود: رهبری افضل است زيرا کليد ساير شرايع، ولايت است و رهبر، حجت و دليل بر شرايع است.( وسايل الشيعه،ج1،کتاب الطهاره،باب اول، حديث دوم)

   بنابراين طبق عقيده ی مستدل و متقن شيعه، يک عمر عبادت و صلاه و صيام و قيام و قعود و انفاق و غيره ی ما، اگر مبتنی بر ولايت نباشد، ذره ای نمی ارزد.

   بنا بر اصل ولايت فقيه ، در عصر غيبت ، مؤمنينِ جبهه حق ، کساني هستند که از طريق اطاعت مطلق از فرامين ولی امر زمان، خود را به دين و شريعت متصل می کنند و راندگان دين خدا و جبهه باطل کسانی هستند که خود را تافته ی جدابافته ای از خط و مسير ولايت دانسته و با عقل ناقص خويش در عرض ولايت، اجتهاد مي کنند.

   بنابراين عقيده منصوص، کليه ی عوارض مربوط به اطاعت و يا عدم اطاعت از فرمان رسول(ص) و ائمه(ع) ، به فرمانبرداری يا مخالفت اوامر ولی فقيه زمان نيز تعميم می يابد.

   اين چکيده و خلاصه همان بحثی است که هم محقق کرکی، هم صاحب جواهر، هم امام در کتابهای خود و هم آقای منتظری در کتاب ولايت فقيه بر آن تصريح کرده اند. آقای منتظری مخالفت با ولی فقيه زمان را موجب خروج از دين دانسته و اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه را ضروری دين عنوان کرده است...


موفق باشيد و خدا نگهدار