هيئت غير ايرانيها
بسم الله الرحمن الرحيم
رفقا سلام،
امشب با تعدادی از رفقا، به هيئت شيعيان پاکستانی و افغانی در 34 کيلومتری بريزبن رفتيم. برنامه جالبی بود، با اينکه کل برنامه شان به زبان اردو بود و من چيز زيادی نفهميدم. اما اينکه امام حسين (ع) در قلب محبانش و صرف نظر از زبان و مليت و قوميت، عزيزتر از جان است؛ يک مفهوم بلندی است که امشب برای اولين بار و با ديدن اين عاشقان، آن را متوجه شدم. سخنران برنامه يک روحانی بود بنام سيد ابوالقاسم رضوی که در ملبورن مدرسه دارد و فارسی هم بطرز جالبی صحبت می کرد. جالبترش اينکه آخر صحبتهايش برای تداوم انقلاب اسلامی ايران هم دعا کرد. قبلاً در يک پمپ بنزين با يک جوان ايرانی آشنا شده بودم که امشب او را هم آنجا ديدم. فهميدم، اصالتاً يزدی است ولی ايران را نديده است و متولد هند است. رفقا دعوتش کردند که به جلسه عزاداری هيئت مهر حسين ايرانيها هم بيايد. اين مهر حسين هم فعلاً يک هيئت مذهبی ايرانيان بريزبن است که برنامه ثابت دعای کميل و جلسات قرآن دو هفته يکبار دارد و برای همين محرم هم سه شب برنامه عزاداری دارد. ظاهراً در آينده نزديک و با اخذ مجوز، بصورت يک کاميونيتی ثبت خواهد شد. انشاالله
راستی فوت آقای منتظری را به دوستدارانش و مقلدينش تسليت می گويم. اگرچه حول محور اسمش و در زمان حياتش، حرف و حديث زياد بود که برای اهل دقت و تأمل، صحت و روايي آنها با مراجعه به تاريخ معاصر و صحيفه امام راحل، کاملاً مشخص بود، اما به هرحال به عنوان يک فقيه دين که سابقه درد و رنج زندان و مبارزه قبل از انقلاب و همپای امام راحل را داشت، و هم بعنوان يک پدر شهيد، رفتار توهين آميز احتمالی به نامش را غلط می دانم و برايش از درگاه خداوند متعال رحمت مسألت می کنم. البته استفاده ابزاری و سياسی از او را هم ناصواب می دانم، کما اينکه ظاهراً خودش هم به همين وصيت کرده است. ولی موندم امثال مقربين به امام عزيز که پس از ارتحالش به سرشان می زدند، حالا دچار Retrograde amnesia شده اند. خيلی بايد مواظب باشيم که سوراخ دعا را گم نکنيم. در هر زمان ما را با امام زمان خودمان می سنجند. امام حسين عزيز هم تا وقتی امام حسن عزيز، زنده بودند، مقلد امام زمانش بودند و پايبند صلح حسنی. اما پس از خلف وعده معاويه و شهادت امام حسن(ع)، و پيدايش بحث بدعت در دين در امر خلافت و اميری جامعه مسلمانان بصورت موروثی و از پدر به پسر شرابخوار و ميمون باز، فرمودند: مثل منی با مثل يزيد بيعت نمی کند. همين فرمايش، خودش يک استراتژی است و موضوع را از دايره تصميم گيری فردی بين آن دو خارج می کند. بگذريم، من با مرور احوالات واقعه کربلا، بيش از همه مجذوب وفا و ادب علمدار امام حسين (ع) هستم. شايد يک وقتی بشود درباره اش نوشت و اظهار ارادت کرد.
خدايا دستمان را بگير و رهايمان نکن.