بسم الله الرحمن الرحيم

رفقا سلام،

امروز از صبح يک حس خوبی داشتم، يک جور اميد همراه با اطمينان. روشم الان اينست که :  قبل از انجام هر آزمايش مراحلش را بنويسم، آزمايش را حداقل يکبار بصورت ذهنی انجام دهم و بعد از انجام آن هم در دفتر آزمايشگاه جرئيات را ثبت کنم. بعد از يک اشتباه محاسباتی بچه گانه که منجر به تکرار آزمايشات دو هفته پيش شد، امروز موفق شدم، سلولهای بنيادی جديدی  که کشت داده بودم را به پاساژ شش برسانم. اين يعنی الان در مجموع ۷۱۲۵۰۰۰ سلول بنيادی تا اين مرحله دارم. امروز عصر بعد از جلسه هفتگی با تيم سوپروايزری هم، انشاالله وارد مرحله Differentiation می شويم. يعنی بر اساس پروتکل، برنامه تبديل به سلول استخوان و چربی را انجام می دهيم. اميدواريم بعد از ۳ هفته هم بافت استخوان و چربی توليد کنيم.

اينجا، سه شنبه ها صبح، جلسه ای  ۱۵ دقيقه داريم و همه کسانی که در آزمايشگاه کار می کنند، از همه ۶ گروههای فعال در انستيتو، حضور دارند. تيم تحقيقات، کنترل و ايمنی هم نتيجه بررسی های روتين هفتگی و نواقص و پيشنهادات خود را ارائه می کند.

همه چيز روشن و همه بر اساس مستندات عمل می کنند. گزارش گيری هم راحت است و در نتيجه، نقاط ضعف و اشکال روشن می شود. در واقع R&D بخوبی در سيستم جا افتاده است.  

تا سلام بعد خدانگهدار


سلامی دوباره

فقط خواستم يادآوری کنم، هيچ چيزی جای کار در بيمارستان و مريض ديدن و طبابت را نمی گيرد. مورنينگ ريپورتها، راندها و ... شيرينی دوران خوش پزشکی عمومی هميشه برترين است. اينو گفتم تا دوستان پزشکم که هنوز مريض می بينند، بيشتر قدر خودشونو بدانند.

موفق باشيد و خدانگهدار