بسم الله الرحمن الرحيم

رفقا سلام،

امروز در کلاس، استاد يک موضوع برای بحث را مطرح کرد و قرار شد، هرکس از پروژه هايي که در کشورش در حال انجام است، ولی عموم مردم از هزينه کردن سرمايه کشورشان درآن موضوع راضی نيستند، صحبت کند. استاد ادامه داد که از اين دست پروژه ها در همه کشورها وجود دارد. از در ادامه از کشور خودش، استراليا هم مثال زد که : ما استراليايي ها علاقمنديم پشم گوسفند صادر کنيم و پارچه وارد کنيم! و اينکه صنايع مولد و مادر در استراليا وجود ندارد و استراليا، اين قبيل خدمات را از کشورهای نزديکش که نيروی کار ارزانتر و طبيعتاً قيمت تمام شده پايين تر دارند، وارد می کند. يک دانشجوی مصری هم ضمن تأييد، اشاره کرد که بهره برداری از بيش از 90% معادن استراليا با چيني ها است. استاد هم در جواب گفت که همين موضوع از آن تصميمات دولت است که در حزب اپوزيسيون پارلمان و مردم، مخالفان جدی دارد.

القصه؛  نوبت به من رسيد که گفتم: خيلی مواقع، برنامه ها و پروژه های دولتها، تابعی از شرايط سياسی است و مثلاً با تغيير دولتها، متأسفانه، اولويت ها تغيير می کند. در ادامه، متوجه شدم يک ايرانی ديگر هم در کلاس است و با صحبتهايش به فکر فرو رفتم. 

او اشاره به پروژه ساخت حرم امام راحل داشت که اتگار قرار نيست تمام شود و همينطور در اين 20 سال گذشته، تحت عمليات عمرانی بوده است.واقعاً چرا اينهمه خرج، می شود که  شايد الان ديگر تبديل به يک بيزينس در پيمانکاری عمرانی شده باشد. خود امام راحل تا وقتی که در قيد حيات بود، حتی اجازه نمی داد، عکسش روی اسکناسها چاپ شود و در يک خانه محقر چند ده متری زندگی می کرد. درست است که وظيفه نظام، ارج نهادن به خدمات امام راحل است و يکی از راه های اين تکريم، در همين کار نمود پيدا می کند، اما آيا اين ساخت و ساز، هيچ برنامه زمانبندی اتمام عمليات عمرانی هم دارد؟ آيا بجز خود مجموعه آستان، تحت نظارت ديگر دستگاههای نظارتی هم می باشد؟ حتی اگر، تمام اين هزينه ها هم با کمکهای مالی علاقمندان امام راحل می بود، آيا هيچ محل بهتر و با بازدهی بالاتری برای هزينه کرد و در راستای زنده نگه داشتن ياد و راه امام وجود ندارد؟ درباره ديگر مطالب، چون از مصاديق اشاعه شايعه است، می گذرم. اما به قول منسوب به بوعلی سينا، حکيم معروف ايرانی، اگر برای يک تصميم غلط، هزار توجيه غلط بياوريم، می شود هزار و يک کار غلط.