بسم الله الرحمن الرحيم

صرف نظر از اشکالاتی که در دو ماه اخير وجود داشت و قاعدتاً بايستی با عذرخواهی و مجازات مرتکبين آنها و جبران خسارات همراه باشد، اما باز هم مثل هميشه، بصيرت خطيب اين آدينه،  فضا را به روشنی رهنمون شد. تعارف نداريم، در آنچه باعث انتخاب آقا، بعنوان مسؤل اول کشور شد، به گواهی تاريخ، خودش هيچ نقشی نداشته است. اما، حداقل انتظار از متنفذين و فعالان اجتماعی، سياسی و دينی همين است که ضمن همراهی، به اين نکات نيز توجه کنند؛

عاقبت بعضی از کارها گاهی انسان را به آن خانه بدترين، تکذيب نشانه های الهی، می رساند.

خلف وعده با خدا موجب نفاق، کفر باطنی، می شود. 

انهزام مقابل دشمن، بخاطر اين است که قبلاً بصورت تدريجی، لغزشها انسان را فاسد کرده و اين فساد به انحراف در عمل يا عقيده منتهی شده است.

الان ديگر با خواندن تاريخ آن ۵ سال درخشان، از متنفذين جامعه که مقابل ولايت الهی امير المؤمنين طاقت نياوردند و آخرت خود را خراب کردند، تعجب نمی کنم. راستی چرا ديگر کسی الان مدعی تشکيک در انتخابات نيست؟ و تمام ادعاها و مطالبات به پيگيری عوارض آشوبهای بعدی ختم شده است؟ مخالفين فعلی، اگر الان امام بود، از چه حرکت و تحليلی دفاع می کردند؟ امام الان چه می گويد؟

خدايا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار