از نامه های رسيده، در حال و هوای شب شهادت
يا امير المؤمنين حيدر، مددی
ماه رمضانی که می آيد ( رمضان سال1430 ) کارش از همه ماه رمضان ها، سخت تراست!
پاک کردن ما از آلودگی ها، کم کم سخت تر و پيچيده تر ميشود . اما امسال اوضاع مان حتی مطابق نرخ رشد آلودگی هم پيش نرفته، ناگهان يک جهش سينوسی در کشف و فرو رفتن در گناهان جديدی داشته ايم و رکورد های جديدی زده ايم. واقعا" کار نفسگيری ست که رمضان امسال جوابمان نکند.
همين يک قلم را حساب کن که پدر و مادرهای ما، نهايت جرمشان اين بود که سر کوچه با همسايه پشت سر کسی که نبود غيبت کنند و در حد خودشان کارهای نکرده رو به او نسبت بدهند! کجا فکرشان ميرسيد اين حرف ها رو to all send کنند؟
کاری به جناح سياسی مان ندارم ، هر دو طرف يا هر چند طرف در چند ماهی که گذشت از اين کارها کرديم. خوب بود اگر برای پر کردن نامه اعمالمان کاری به حافظه ی موبايل و کامپيوترمون نداشتند!
فکرش را بکنيد، ماه های رمضان سالهای گذشته، با هم نشستی داشته باشند.... حتما" آهی ميکشند و می گويند دروغ هم دروغ های قديم، يک استغفرالله پاکشان ميکرد، ولی اين جديدی ها...! بعد دلشان برای ماه رمضانی که دارد می آيد، می سوزد که چطوری بايد اين همه مومن سرگردان را مثل روز اول کند؟
(لابد) بعد ماه رمضان آخری، جواب شان را ميدهد که نگران نباشيدکه خدا به خاطر اينها معامله را قدری آسان تر ميگيرد و نرخ شوينده ها را تا حد حراج می آورد پايين، همين که سرگردان اند، همين که نااميدند.
بعد احتمالا" ماه رمضان ها ی قبلی به ماه رمضان جديد ميگويند اين وسايل عجيب چيه که با خودت می بری؟ و او جواب ميدهد که اين "شبهه شور" است و اين هم "شايعه ساب"! و رمضان آخری با خيلی وسائل ديگر مثل "جارو های مکنده توجيه" و برس هايی که از گوشه های ذهن "شک" را می شويند راه می افتد! آخ چقدر شک هست که بايد بشويد...
ماه رمضانی که می آيد سخت و عزيز است، هيچوقت به اندازه الان به آمدنش نياز نداشتيم، ما مهمانان شوک زده ای هستيم که با نگاهی خالی و منفعل ، گوشه ای ايستاده اند و حتی به دست هايشان هم اعتماد ندارند که بخواهند چيزی از سفره بردارند . امسال ما مهمان های فلجی هستيم که بايد لقمه را بگذارند توی دهانمان، تا شايد حافظه ی طعم های قديمی مان برگردد. آيه به آيه کتاب را خدا را بايد دوباره در درون ما نازل کنند. انگار شوک و هيجان، حافظه ی معنوی همه مان را پاک کرده و اسم ها و کلمه ها (و رمزها) رو از ياد برديم . ما از تصادف سخت و عجيب و از يک کمای طولانی به حيات برگشته ايم و قدر هر دستی که دوباره طعم حيات را به ما بچشاند ميدانيم . خدا کند رمضانی که امسال می آيد همه اينها را حوصله کند!
از خانم نفيسه مرشدزاده (فاطمه شهيدی)
خدايا به حق انوار مقدس عرشت، به ما گنهکاران؛ توفيق طاعت، بندگی و ترک معصيت عطا کن.