خدایا، آنچه در توان داشته ام، انجام دادم. اگر آبرویی هم باشد، آن را هم خودت دادی. خاضعانه میپذیرم، هرچه که برایم مقدر کردی که تو از تمام احوالات من مطلعی.
الحمدلله علی کل حال،
و ما التوفیقی الا بالله،
توکلت علی الله و الیه انیب.
خدایا، آنچه در توان داشته ام، انجام دادم. اگر آبرویی هم باشد، آن را هم خودت دادی. خاضعانه میپذیرم، هرچه که برایم مقدر کردی که تو از تمام احوالات من مطلعی.
الحمدلله علی کل حال،
و ما التوفیقی الا بالله،
توکلت علی الله و الیه انیب.
بسم الله الرحمن الرّحیم
يك احتمال ساده مي گويد؛ شايد اين هواپيماي جاسوسي با امكانات فوق مدرنش، هنوز هم «در حال انجام مأموريت» باشد! و بعيد نيست اين هواپيما، يك «مدحي مدرن» باشد كه حالا تا قلب مخفي ترين مراكز نظامي سپاه هم نفوذ كرده و «فعال» است.
بنام نامی که همه نامها از اوست.
نامه را در بطری میگذارم و درب آن را می بندم. کاش چوب پنبه ای هم بود تا که محکمش کنم،
و با شدت تمام تر پرتابش می کنم به آب، به دریای بی پایان.
نوشته ام برای کسی که باید نوشت، برای خود خودش.
"صاحب اسرار"
نمی نویسمش اینجا، نامحرم نخواند، کافر نبیند. تا نباشد که جوابی دهد.
صریح برای خودش می نویسم،
"الهی هب لی کمال الانقطاع الیک"
همین.
١- دانشجوی دکترا هم که باشی، اما ادب نداشته باشی و شعور، به درد لای جرز دیوار هم نمیخوری. پشیمان نیستم که چرا منتظرت شدم تا دسته گلت زیر باران پرپر نشود، چرا کمک کردم تا راه بیفتی.
از صداقتم مدد میگیرم و به خدا وا میگذارمت. اصلا نوشته های من برایت حرام است و راضی نیستم بخوانی.
دروغ، دامن گناهکار را میگیرد و اصرار بر اتهام دروغ، کارش را می سازد. قضاوت آنی هم که حق را دید، شنید ولی از باطل حمایت کرد و به طرف حق، یقه باطل را نگرفت، به "لبالمرصادش" می سپارم.
٢- از مهدی عزیز ممنونم، بابت ایده ناخواسته اش.
بسم الله الرحمن الرّحیم
I would like to condemn the invasion to the British embassy compound in Tehran. I am not agree with the British Government decisions such as regarding the Central Bank in Iran, but we should be respect to all people and their borders. We should be far from radicalism now, we should replace the negotiation for solving our problems and we should send this message that we are serious regarding defense from our country when it invade by foreigners. We love our country and we do not forget the 8 years of our defense in Imposed War by Iraq to us. However, it may be related to some group that like to start the war in the world, we should clarify our goals by our talking, media and diplomacy
بسم الله الرحمن الرّحیم
صورت زیبای سید پابرهنه و حاج همّت
زمان: ۱۷ اسفند ۱۳۶۲، مکان: جزیره مجنون
حاج همّت که توی ورودی سنگر ایستاد،همه ی نگاه ها به سمتش چرخید.
خسته به نظر می رسید. خاک و اشکِ روی گونه هایش به هم آمیخته بود.
فرصتی برای استراحت نداشت؛ همان طورکه ایستاده بود رو کرد به حاج قاسم سلیمانی وگفت:حاجی یه دسته نیرو می خوام…
تا چند روز پیش، حاج همّت یک لشکر نیرو را هدایت می کرد؛امّا حالا آن قدر تنها شده بود که...
حاج قاسم به سید حمید میر افضلی اشاره کرد و گفت همراه حاجی برود به مقرّ یکی از گردان های لشکر ثار الله که توی جزیره ی مجنون بود وهر چند تا نیرو که می خواهد به او بدهد.
حاجی از همه خدا حافظی کرد و رفت به طرف موتورش. سیّدهم با پای برهنه دنبالش راه افتاد تا به موتور برسد.
موتور را روشن کرد و سیّد، پا برهنه پشت سرش نشست و حرکت کردند.
هنوز چند دقیقه از حرکت شان نگذشته بود که...
چند دقیقه بعد سیّد وحاج همت هر دو پر کشیدند در حالیکه ترکش صورت زیبایشان را ...
سیّد هنگاميکه همراه با حاج همت سردار خيبر بسوي ميعاد وميقات ازلي خويش مي رفت، تا به عهد خويش وفا کند واز وفاداران باشد، پايش برهنه بود.
از فیسبوک یکی از دوستان
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
چطور یه رابطه دوستی خراب میشه؟ اولش، هر دو فکر میکنند طرف مقابلشون گرفتاره و تماس
نمیگیرند، چون فکر میکنند که نباید مزاحم بشوند. وقتی زمان گذشت، هر دو فکر میکنند بگذار طرف
مقابل تماس بگیره، بعدش هرکدوم فکر میکنند که چرا من اول تماس بگیرم؟ اینجا آغاز تبدیل علاقه به
نفرت است.
بسم الله الرحمن الرحیم
Why US Government doesn't allow Iran to supply aviation equipments
Which country supplied the dictatorship of Shah especially after 28th Mordad 1332
Which country supply Terrorism in Iran right now such as jondoallah militia and its leader, Rigi
Although President Obama written approved the diplomacy of Brazil & Turkey initially, why he refused later the nuclear agreement between Iran, Turkey and Brazil
Eventually, which country did use the nuclear bomb during World War II
Nowadays, which country has several nuclear weapons in Middle East with the support of US Government
بسم الله الرحمن الرحیم
زمانی که صدام خیلی از شهرها را موشکباران می کرد و مردم بی دفاع در شهرهای مرزی، وقتی کیلومتر ها دورتر در خانه هایشان شب و روز امنیت جانی نداشتند، حسن به عنوان یکی از فرماندهان جنگ های نامنظم ارتش ایران، نامه ای سر بسته به صدام نوشت که بعد ها باعث شگفتی فرماندهان رده بالای ارتش شد و سلاح لازم را برای نبرد سخت او که در پی این نامه اتفاق افتاد، در اختیارش قرار دادند. مضمون کلی نامه چنین بود :
ژنرال قادر عبدالحمید و کل لشگرش بعد از نبردی سخت و طولانی در دشت عباس، شکست سختی از حسن و یارانش خوردند. ژنرال به اسارت چریک های تحت امر حسن درآمد که با تشریفات خاص نظامی او را به پشت جبهه و اردوگاه اسرای جنگی انتقال دادند.
به نقل از کتاب زیبا و خواندنی شاهین کوهستان (زندگی نامه ی شهید حسن آبشناسان)
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر آنلاین: ساعت ۱۳ امروز (به وقت ایران) در محل فرهنگستان علوم سلطنتی سوئد، برندگان جایزه نوبل پزشکی اعلام شدند. بروس بیوتلر، ژولز هافمن و رالف استینمن این جایزه ۱٫۵ میلیون دلاری را به مشترک دریافت کردهاند.
کمیته نوبل اعلام کرد: «بیوتلر و هافمن به دلیل اکتشافات خود در مورد فعالسازی ایمنی ذاتی و استینمن به دلیل کشف سلول دندریتی و نقش آن در ایمنی تطبیقی شایسته دریافت جایزه نوبل پزشکی و فیزیولوژی ۲۰۱۱ شناخته شدهاند».
استینمن ( که چهار روز پیش، جمعه 30 سپتامبر، بدلیل ابتلای به سرطان پانکراس فوت کرده است) نیمی از جایزه نوبل و بیوتلر و هافمن نیز به طور مشترک نیمی دیگر از جایزه را دریافت خواهند کرد.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بنیاد نوبل، برندگان امسال جایزه نوبل پزشکی وفیزیولوژی با کشف اصول کلیدی در فعالسازی سیستم ایمنی بدن، درک ما را از آن متحول کردهاند.
دانشمندان زمانی طولانی در جستجوی نگهبانان مسوول واکنش ایمنی در بدن انسان و جانوران بودند، همان سیستمی که از بدن در برابر هجوم باکتریها و دیگر میکروارگانیسمها دفاع میکند. بروس بیوتلر و ژولز هافمن، پروتئین گیرندهای را کشف کردند که میتواند چنین میکروارگانیسمهایی را تشخیص دهد و با فعال کردن ایمنی ذاتی، نخستین واکنش بدن را در پاسخ ایمنی رقم بزند. رالف استینمن با کشف سلولهای دندریتی سیستم ایمنی، از ظرفیت بینظیر آنها برای فعال ساختن و تنظیم کردن ایمنی تطبیقی پرده برداشت. ایمنی تطبیقی مرحله بعدی پاسخ ایمنی بدن است که در خلال آن، بدن از وجود میکروارگانیسمها پاک میشود.
اکتشافات این سه برنده نوبل نشان داد که مراحل ذاتی و تطبیقی پاسخ ایمنی بدن چطور فعال میشود و به این ترتیب، دانشمندان به بینشی بدیع در درک مکانیسم بیماری دست یافتند. دستاوردهای این سه نفر باعث توسعه فراگیر روشهای پیشگیری و درمان عفونتها، سرطان و بیماریهای التهابی شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
یک مقاله جالب از نشریه مؤسسه تکنولوژی ماساچوست ( MIT ). تاریخ چاپ: 26 سپتامبر 2011!
بسم الله الرحمن الرحیم
Genomics and Bioinformatics aim to merge theory and practice in the analysis of genes and genomes. The completion of the Human Genome project, along with similar projects on other organisms of a prokaryote and eukaryote nature, marked the beginning of a major revolution in fundamental biology that changed our understanding of the natural world. To understand how information on genome structure-function relationships (bioinformatics) is being used in areas such as gene discovery, disease diagnosis and drug development, and to understand how the information content of DNA and proteins is extracted and analysed. Experimental life sciences is not just pushing test tubes around a bench. It is very much about data interpretation within the wider context of genome structure, protein biochemistry and physiological function. The concepts, techniques, skills and tools are essentially those required by researchers in laboratories using the molecular biological/genetic tools to unravel gene structure-function relationships
.May Allah (SWT) bless you and accept all your prayers
Eid Mubarak in advance, and with every good wish and dua for the success of our Shia brothers and sisters in all over the world. Please make dua on their behalf, and mine Insha’Allah
http://en.wikipedia.org/wiki/Anthony_Atala
http://www.youtube.com/watch?v=7SfRgg9botI&playnext=1&list=PLC2C2F1A9D0E844DB
Anthony
Atala, M.D., is the W.H. Boyce Professor and Director of the Wake Forest
Institute for Regenerative Medicine,
and Chair of the Department of Urology at the Wake Forest
University School of Medicine in North Carolina.Regenerative medicine is "a practice that aims to refurbish
diseased or damaged tissue using the body's own healthy cells." Atala was born in Peru in 1958, grew up in Boca Raton, Florida. Atala
attended the University of Miami and
has an undergraduate degree in Psychology. He went to medical school at
the University of
Louisville where
he also completed his residency in urology. He was a fellow at the Harvard Medical School affiliated
Children's Hospital Boston from 1990-1992 where he trained under world renowned
pediatric urologic surgeons Alan Retik and Hardy Hendren. He served as the
Director of the Laboratory for Tissue Engineering and Cellular Therapeutics at
Children's Hospital Boston. His work there involved growing human tissues
and organs to replace those damaged by disease or defects. This work became
important due to shortages in the organ-donor program. Dr.
Atala continued his work in Tissue engineering and Printable organs at Wake Forest University in 2004. Dr.
Atala led the team that developed the first lab-grown organ, a bladder, to be
implanted into a human. Aside from his ground breaking research, Dr. Atala also
tends to clinical and administrative responsibilities. He operates regularly
and runs a busy clinic at the North Carolina
Baptist Hospital, the teaching hospital of the Wake Forest
University School of Medicine. He is also in charge of a rapidly growing urology
department and has been successful in recruiting other renowned faculty to Wake
Forest such as Gopal Badlani, James Yoo and Gordon McLorie. Along with Harvard University researchers and as described in the journal Nature Biotechnology,
he has announced that stem cells with enormous potential can be harvested from
the amniotic fluid of pregnant women. These amniotic stem cells are pluripotent, meaning they can be manipulated to differentiate into
various types of mature cells that make up nerve, muscle, bone, and other
tissues while avoiding the problems of tumor formation and ethical concerns
that are associated with embryonic stem cells. With respect to the amniotic fluid stem cells
("AFS" cells), Dr. Atala said the following: "The cells come
from the fetus, which breathes and sucks in, then excretes, the amniotic fluid
throughout pregnancy;" "Like embryonic stem cells, they appear to
thrive in lab dishes for years, while normal cells, called somatic cells, die
after a time ; They are easier to grow than human embryonic stem cells.
And, unlike embryonic stem cells, they do not form a type of benign tumour
called a teratoma;" and "A bank with 100,000 specimens of the
amniotic stem cells theoretically could supply 99 per cent of the US population
with perfect genetic matches for transplants." Dr. Atala's work was seized
on by opponents of the Embryonic Stem Cell Research Bill (a part of
the 100-Hour Plan of the Democratic Party in
the 110th United States
Congress) as a more moral alternative. He wrote a letter
saying, inter alia, "Some may be interpreting my research as a
substitute for the need to pursue other forms of regenerative medicine
therapies, such as those involving embryonic stem cells. I disagree with that
assertion."
امروز سالروز اشغال کشورم ایران، بوسیله متفقین است. ۷۰ سال پیش، آمریکایها، انگلیسیها و روس ها از شمال و جنوب وارد ایران شدند و نتیجه اش، قحطی و گرسنگی و مرگ تعداد زیادی از هموطنانم شد، که متاسفانه در آمار تلفات جنگ دوم جهانی هم لحاظ نشدند. با اینکه دولت پهلوی اول، اعلام بیطرفی کرد، هیچ غرامتی هم بابت خسارتهای حضور نیروهای دشمن، به ایران پرداخت نشد. در واقع، هیچ کشور بیطرفی مثل ایران در خلال آن سالها، آسیب ندید.
نمیدانم، چرا فکر میکنم اتفاقات امروز لیبی، تکرار همان شهریور ۱۳۲۰ ایران است؟!
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان
این خلاصه یک مقاله داغ که همین پریروز، چاپ شده و در مورد تبدیل سلول پوستی به سلول عصبی است. (کاربرد های جدید سلول درمانی به عنوان رویکرد پزشکی آینده)
Directed conversion of mature human cells, as from fibroblasts to neurons, is of potential clinical utility for neurological disease modelling as well as cell therapeutics. Here, we describe the efficient generation of human-induced neuronal (hiN) cells from adult skin fibroblasts of unaffected individuals and Alzheimer’s patients, using virally transduced transcription regulators and extrinsic support factors. hiN cells from unaffected individuals display morphological, electrophysiological, and gene expression profiles that typify glutamatergic forebrain neurons and are competent to integrate functionally into the rodent CNS. hiN cells from familial Alzheimer disease (FAD) patients with presenilin-1 or -2 mutations exhibit altered processing and localization of amyloid precursor protein (APP) and increased production of Ab, relative to the source patient fibroblasts or hiN cells from unaffected individuals. Together, our findings demonstrate directed conversion of human fibroblasts to a neuronal phenotype and reveal celltype-selective pathology in hiN cells derived from FAD patients.
Cell 146, 359–371, August 5, 2011
کلی دنبال پوستر راهنمای نماز خواندن در اینترنت گشتم تا پرینت بگیرم. یکی دو تا لینکی که پیدا شد، کار نمی کرد. اما در عوض کلی پوستر تبلیغاتی مزایای نماز خواندن در مکانها و حالتهای مختلف و توسط افراد مختلف! را میشه دانلود کرد. انواع دستور العملهای نماز خواندن در مدرسه و پادگان و ...، اخبار توزیع پوسترهای تبلیغی نماز در نمازهای جمعه! دیده میشود، اما دریغ از کاری که منجر به اضافه کردن یک نماز خوان جدید به نمازخوانهای قبلی بشود. شایدم هست و من نتوانستم پیدا کنم، یا مثلا بایستی یک بلیط هواپیما به تهران بگیرم و بروم ناصر خسرو، تا در کوچه مروی! پیدایش کنم.
نسل جدیدی از مسلمان زاده هایی که در خارج از کشورند، را هم بی خیال!
بسم الله الرحمن الرحیم
در میانه جنگهای ایران و روس و زمان سلطنت فتحعلیشاه، دو برادر انگلیسی برای فروش کالا و مایحتاج جنگی، وارد ایران شدند، چارلز و ادوارد. چارلز، انگلیسی تمام عیاری بود، پارچه های منچستر و پتوهای فولهام و دوربین های لوله ای را فروخت، ابریشم و فرش خرید، از دولت ایران بابت سفارش تفنگ بیعانه گرفت، ادوارد را گروی قرض ها و ضمانت معامله تفنگ ها گذاشت و رفت.
ادوارد وقتی به ایران آمد، احتمالا بیست ساله بود، 27 سال گروی قرض برادرش در ایران ماند و از زمان سلطنت فتحعلیشاه تا ناصر الدین شاه در دربارهای متعددی، مغضوب و بدهکار زندگی کرد. در طول این 27 سال، برای پدر و مادرش و برادر دیگرش جورج که در آمریکا زندگی می کرد، نامه می نوشت. 27 سال منتظر بود تا چارلز برگردد و قرضش را بدهد. در این سالها، ادوارد خرده خرده ایرانی شد، زن ارمنی ایرانی گرفت و بچه دار شد، زبان فارسی و ترکی را در تبریز که در آن صاحب چاپخانه ای شده بود فرا گرفت، کتاب ترجمه و چاپ کرد، در زمان عباس میرزا به استخدام دولت ایران درآمد و سپس از تبریز به تهران آمد. امیر کبیر او را با عنوان « مترجم دیوان» برای ترجمه متون انگلیسی به وزارت خارجه دعوت کرد. ادوارد که حالا به برجیس صاحب، مشهور شده بود، ترجمه متون جالب انگلیسی مجلات خارجی را برای روزنامه وقایع اتفاقیه بر عهده گرفت، سپس سر دبیر روزنامه شد. (ین روزنامه به صورت هفتگی چاپ میشد و تعداد صفحات آن بین 2 تا 12 بود؛ اما معمولا در 4 صفحه طبع می شد.) برجیس صاحب، نهایتاً مترجم ارشد دربار دولت ایران شد.
در طول این 27 سال، آنقدر تقاضای مرخصی کرد تا اینکه نهایتاً در سال 1854 که توانسته بود، اعتماد دربار ایران را بدست آورد، اجازه سفر به انگلیس را گرفت. او از تهران راه افتاد، در راه مریض شد و در تبریز مرد و همانجا هم دفن شد. انگار در طول این سالها، آنقدر ایرانی شده بود که دیگر همینجا بمیرد.
این غربت، داستان سوزناکی می سازد که همه چیز دارد، مایه های قابیلی خیانت هم خون، زندگی در سرزمین عجایب و عسرت، بروز توانایی های قهرمان پس از سالهای سختی و البته شرح کشافی در آداب و رسوم بیگانه.
از ماهنامه داستان همشهری، شماره سه، دوره جدید، تیر 1390 ( همراه با اندکی تلخیص و اضافات و ویرایش مجدد)
بسم الله الرحمن الرحیم
شاعر: آقای سازگار
كشتي برده فروشان، زره دور عيان است كه برعرشه ي آن بانوي مُلك دوجهان است، بگو فخرزنان است، بگو مادرمولاي زمان است. بود منتظرمقدم او بُشرسليمان كه به عنوان كنيزش بخرد، تا ببرد بر،ولي قادر منان حسن عسگري آن يازدهم اخترتابان ولايت، به كف بُشر يكي نامه ازآن شمس هدايت، كه زاسرارخدا داشت حكايت، نگه دخت يشوعا چو برآن نامه بيفتاد، قرارازكف خود داد و ببوسيد وروي چشم نهاد وگـُل لبخند به لب گفت كه اين نامه ي ياراست، خطش را خبر ازوصل نگاراست، سپس گفت كه اي بُشرمپندار كنيزم كه زده فاطمه گل بوسه به پيشاني وخوانده است عزيزم، شرفم بس كه عروس علي وفاطمه ام داده خداوند به من اين شرف وقدرو بها را.
من از نسل يشوعا كه همان دختر شاهنشه رومم، چه بسا ماه وشاني كه زعزت همه بودند كنيزم، چه بسا سروقداني كه به محفل همه بودند غلامم، دوپسرعم كه مرا شيفته بودند وزمن خواستگاري بنمودند، كشيشان همه انجيل گشودند، يكي رابه سرتخت نشاندند، گـُل ولاله فشاندند كه داماد نگون بخت به كام اجل خويش نگون شد، زسرتخت. شب آمد، به سردست وقضا چشم مرا بست كه درعالم رويا نگه اُفتاد مرا بررخ زيبا پسري، نخل شرف را ثمري، صُنع خدارا اثري، ديده به ماه رخ زيباش گشودم، زكفم رفت همه بود ونبودم، كه ندا داد رسول مدني احمد خاتم كه اَلا عيـــــــــــسي مريم، چه شود دخت يشوعاي تو را بر پسرم عقد ببندم، لب جانبخش گشودند، يكي خطبه سرودند ومرا عقد نمودند برآن شمس ولايت، كه عيان ديدم ازآن طلعت نوراني او روي خدا را.
چه مبارك شبي بود وچه فرخنده شبي بود، ولي حيف كه بيدارشدم، سخت گرفتارشدم، شب همه شب درتب ودرتاب شدم، شمع صفت آب شدم، تاكه شبي فاطمه آمد ز ره لطف به خوابم، نگهي كرد به چشمان پرآبم، به ادب بوسه به دستش زدم و روي قدم هاش فتادم، زفراق رخ جانان به شكايت دولب خويش گشودم كه به دادم برس اي عصمت دادار ودودم، غم دوري يگانه پسرت كشت مرا، فاطمه فرمود چگونه پسرم پيش توآيد، به تواين بخت نشايد، مگرآيين نصاري بگذاري به اسلام روي بياري سرتسليم ورضا را.
من درآن عالم رويا لب جانبخش گشودم، به خدا و به رسول به علي بود درودم، چوشهادت به لب آوردم و اقرار نمودم، گـُل لبخند به گلزار رخ فاطمه ديدم، كه گشود ازكرم آغوش ومرا دربغل خويش گرفت وبه رخم بوسه زد وگفت از امشب توعروس مني اي پاكيزه سرشتم، گل باغ بهشتم، به توتبريك كه هرشب پسرم پيش توآيد، من ازامشب همه شب لاله زباغ رخ اوچيدم ودرخواب ورا ديدم تا داد مراوعده ي ديدار، كه درسُلك كنيزان ببرم روي به بيت الحرم يار، خوشاحال تواي بُشـر، كه مامورشدي ازطرف حجت دادار، براين كار، منم همسرآن نوردل احمدمختار، كزآن سيد ابرار، بيارم به جهان منتقم خون شهدارا.
چارده شب چوگذشت ازمه شعبان، مه عترت، مه قرآن، چه مبارك سحري بود، بگونخل ولا راثمري بود، بگوبحركرامت گوهري داشت، بگوشمس ولايت قمري داشت، بگونرگس زهرا پسري داشت، بگومصلح كل بشري داشت، جهان دادگري داشت، خبرزآمدن حجت ثاني عشري داشت كه شد ديده ي نرگس، دل شب باز ز رويا به دوصدناز، وضوساخت واستاد سحرگه به نمازشب وآيات خدايش به لب افتاد، به تاب وتب وازدرد گـُل انداخت، عذارش زكف افتاد، قرارش. صلوات مـَلك ازاوج فـَلك گشت نثارش، به رُخش جلوه ي بدر و به لبش سوره ي قدر و نفسش كرد معطـرهمه امواج فضا را.
ناگهان ديد حكيمه كه شد حجره، پرازشوق وشعف وشور، روان گشت حضورقمر برج ولايت، حسن عسكري آن مـــــــــــــــهرفروزان هدايت، به ادب گفت كه اي جان دو عالم به فدايت، شده درپرتو انوارنهان نرجس پاكيزه لقايت، گل لبخند حسن بازشد وگفت كه اي عمه پاكيزه سرشتم، گـُل خوشبوي بهشتم، به ادب رو به سوي حجره ي نرگس گل زهرا ثمرم همسر نيكو سيرم، سرزده قرص قمرم، يافت ولادت پسرم، آمده نوربصرم، رفت حكيمه به سوي حجره نرجس، نگه افكند به خورشيد رخ حجت سرمد، گـُل نورسته ي احمد، مه اثني عشرآل محمد، لب جانبخش گشوده، سخن از وحي سروده، به لبش نام خداوند ورسول وعلي وحضرت زهرا وحسين وحسن وبازعلي باز محمد پس از آن جعفر و موسي ورضا گفت، محمد وعلي گفت، سپس نام زخود بُرد، ندا داد به هرنسل و زمان اهل ولا را.
ندا داد منم مهدي موعود، منم حجت معبود، منم مصلح عالم، منم منجي عالم، منم وارث پيغمبرخاتم، منم حجت سرمد، منم عبد مويد، منم حيدر واحمد، منم نجل محمد، منم آن منتقم خون خدا، طالب خون شهدا، زاده مصباح هدي، صاحب عمامه ي پيغمبر وتيغ علي وچادر زهرا، جگر پاك حسن، جامه ي خونين حسين، دست ابالفضل علمدار، منم وارث پيشاني بشكسته ي زينب، شود آن روز كه از پرده ي غيبت به درآيم به سوي كعبه بيايم، برسد برهمه خلق ندايم كه من اي منتظران، مهدي موعود شمايم، پس ازآن ره به سوي شهرمدينه بگشايم حرم فاطمه را برهمه عالم بنمايم، كنم آغاز ازآنجا سفر كرب و بلا را، گل احمد، گل زهرا، گل نرگس، گل اميد حسن، يوسف زهرا، ولي الله معظم، دُر درياي كرامت، ز خداوند ورسولان وامامان و همه منتظران باد سلامت، همه مشتاق پيامت، همگان منتظر صبح قيامت، تو شه ارض وسمايي، تو فقط منتقم خون خدايي، تو اميد دل مايي، حجرالاسود وهجـر و حرم و زمزم و مسعي وصفا، مروه همه چشم به راهت، همه مشتاق نگاهت، چه شود تا كه ببندي به حرم قامت ونغمه ي قد قامتت آيد عيسي مريم كه به تو روي نياز آرد و پشت سر تو باز نماز آرد وفرياد"انا المهدي ات" از خلق بـَرد هوش، جهان جمله شود گوش، اَلا كوه فراقت به سر دوش، شود تا كه كنم شهد وصال از دو لبت نوش، دعاكن كه دعاهابه اجابت برسد بهرظهورت، توبيايي، توبيايي، گره از كار فروبسته ي عالم گشايي، توبيايي، توبيايي، كه دل از عالم وآدم برُبايي، تو بيايي كه كني زنده ز نو دين رسول دو سرا را.
به خدا اي پسر فاطمه تنها نه حرم منتظر توست، عرب تا به عجم منتظرتوست، به خون پسرفاطمه سوگند كه برگنبد زرين حسين ابن علي سيدالاحرار، عَلـَم منتظرتوست، نه اسلام كه ابناء بشر منتظر توست، زمان منتظرتوست، جهان منتظرتوست، نبي منتظرتوست، علي منتظرتوست، بيا فاطمه بيش از همگان منتظر توست، حسين وحسن وهفتاد دو تن منتظرتوست، خدا را خدا را، كه آن گنبد ويران شده و قبر پدر منتظر توست، بيا اي شرف شمس رسالت، به خداوند قسم دير شده صبح وصالت، همه چشم اند چو"ميثم" كه بيايي ببينند به مرآت رُخَت آيينه ي پنج تن آل عبارا.
خدانگهدار